بســـــم رب الــــــــــزهــــــــــــرا
زهرای من بر یاری من جان سپر کرد
از کوچه ها با چادر خاکی گذرد کرد
%201.jpg)
و میان شب غریب علی که نگاه مهر فاطمه بر صورتش خیره ماند و میان روزی که سیلی بر دستان دردانه ی محمد(ص)زدند....تنها خدا میداند که مهدی آن شب بر بی پناهی مادر آسمان وار گریست که نامو علی بود که آنگونه یزید وار تازیانه میخورد وبه عشق عشقش خم به ماه چهره نیاورد.
التمــــــــــــاس دعـــــــــــــــــــــــا
(قاصدک)
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعدی که کردی مرواد از یادت
در شگفتم که درین مدت ایام فراق
برگرفتی ز حریفان دل و دل میدادت
برسان بندگی دختر زرگو بدرآی
که دم و همت ما کرد ز بند آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم تست
جای غم باد مران دل که نخواهد شادت
شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور کزآن تفرقه ات بازآورد
طالع نامور و دولت مادر زادت
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت
بیقرار شمالی ترین جنوب بهشتیم....اگر یادتان بود وباران گرفت...دعایی به حال بیابان کنید....که بیابان تشنه ی یک قطره از آب خاک هویزه است......
التماس دعا

بسم الله النـــــــــــــور:
ســـــــلام:
زمانی وقتی روی این وبلاگ کوچک اما بزرگ محور کار میکردم تصور لطفهایی دریایی شما در مخیله ی این حقیر نمی گنجیند......نبودم..این بار به پاس عشقتان..ایماتنان..لطفتان..استوارتر بازمیگردیم شاید قدم کوچکمان را استوارتر سازیم....ازتمام یاران>دوستان که در نبودمان بودمان پنداشتند بسیا سپاسگزاریم و خواهان لایق شدن بیکران لطفهایتان را داریم.....درسایه ی یوسف زهرا...گمگشده ی هزاره....بسم الله الرحمن الرحیم
ســـــــــــــــــلـــام

بســـــــــــم رب الشهدا والصدیـــــقین
قانا.....نماد مظلومیت
در مورد آنچه بر مردم قانا رفت چه باید گفت؟ بچه های معصوم؛موشکهای هدایت شونده
هوشمند؛جنگنده بمب افکن...
خانم رایس در تل آویو است روبه روی چشمانش بچه های معصوم قانا با عروسکهاشون زیر آوار
دفن شدن...
هرگزدست شکسته ای که رو به آسمون مشت شده بود را فراموش نمی کنیم....




و این حقیقت تمدن بشر است

روز میلاد فرشته ی طاهره ی حق تعالی حضرت فاطمه الزهرا (س) مبارک باد

زندگینامه دکتر علی شریعتی
(قسمت اول)
دکتر شریعتی در سال 1312 متولد شد پدر او استاد محمد تقی شریعتی استاد دانشگاه مشهد بود.
علی پس از گذراندن دوران کودکی وارد دبستان شد و پس از شش سال وارد دانشسرا مقدماتی در مشهد شد.علاوه برخواندن دروس دانشسرا در کلاسهای پدرش به کسب علم می پرداخت.معلم شهید پس از پایان تحصیلات در دانشسرا به آموزگاری پرداخت وکاری را شروع کرد که درتمامی دوران زندگی کوتاهش سخت به آن شوق داشت وبا ایمانی خالص با تمامی وجود آنرا دنبال می کرد.
شریعتی در سال 1334 به دانشکده ادبیات وعلوم انسانی دانشگاه مشهدواردگشت ورشته ادبیات فارسی را بر گزید.معلم انقلاب در سال 1337 پس از دریافت لیسانس در رشته ادبیات فارسی بعلت شاگرد اول شدنش برای ادامه تحصیل به فرانسه فرستاده شد.وی در آنجا به تحصیل علومی چون جا معه شناسی مبانی علم تاریخ وفرهنگ اسلامی پرداخت وبا اساتیدبزرگی چون ماسینیون وگوریچ وساتر و... آشنا شد واز علم آنان بهره های بسیار برد.
دوران تحصیل شریعتی همزمان با جریان نهضت ملی ایران به رهبری مصدق بود که او نیز با قلم و بیان خود ونوشته های محکم ومستدل از این حرکت دفاع مینمود .
در همان دوران نیز فعالیتهای بسیاری در زمینه های سیاسی و مبارزاتی واجتماعی داشت که به گوشه ای از این فعالیتها می پردازیم.
در سال 1959 میلادی به سازمان آزادی بخش الجزایر می پیوندد وسخت به فعالیت می پردازد.در سال 1960 میلادی مقاله ای تحت عنوان"به کجا تکیه کنیم " را در یکی از نشریات فرانسه منتشر می کند.در سال 1961
میلادی مقاله "شعر چیست" ساتر را تر جمه و در پاریس منتشر می کند که در همان اول به علت فعالیت در سازمان آ زادیبخش الجزایر گرفتار می شود ودر زندان پاریس با "گیوز" محا صبه ای می کند که در سال 1965 درتو گو چاپ می شود .در سال 1961نیز مقاله ای تحت عنوان "مرگ فرانتس فانون" را در پاریس منتشر میکند همچنین در طول مبارزات مردم
الجزایر برای آ زادی دستگیر میشودو مورد ضرب شتم پلیس قرار می گیرد وروانهء بیمارستان می شود وسپس به زندان فرستاده می شودهمچنینبا مبارزان بزرگ ملتهای محروم نیز آشنا میشود.
وی در سال1343 به ایران باز می گردد ودر مرز ترکیه و ایران تو قیف وبه زندان قزل قلعه تحویل داده می شودوبعد از چند ماه آزاد وبه خراسان زادگاهش میرود.استاد جامعه شناسی و فارغ التحصیل دانشگاه سوبرن را بعنوان دبیر انشاء کلاس چهارم دبیرستان در یکی از روستا های مشهد استخدام می کند
و سپس در دبیرستان بتدریس می پردازد و بالاخره به به عنوان استادیار تاریخ وارد دانشگاه مشهد میشود.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
بســـــــــــــم رب المهــــــــــدی(عج):
اى بهانه اى براى زیستـن! اشتیاق, همچو سبزه بهاره هر طرف دمیده است.
جمکران, جلوه اى از انتظار و شـوق ماست اى بهار جاودان, اى بهار آفـریـن, مـا در
انتظار مقـدم تـوییـم, اى امیـد آخـریـن!
با تشکر از دوست عزیز"" گمـــــــــــــــــــنام""

جـــنگ کجـائي ؟ که دلم تنـگ توست
رقـص جنون تشـنه ي آهنـگ توســت
جنگ کجائي؟که دلم خون شد است
زاده ي ليـلاي تو مجـنون شــد است
جنــــگ شـهـيـــدان تــــو را ديــده ام
روي ســپـــيـــدان تـــــو را ديــــده ام
حــــيـف کـه فـــصل تو فرامـوش شـد
نـــاله ي جانسـوز تــو خــامـوش شد